بوریس جانسون

بوریس جانسون شاید به پدرجدش ببالد اما باید آرزو کند به سرنوشت او دچار نشود. در ترکیه، علی کمال را خائن و وطن‌فروش می دانند و بلائی بر سر او آوردند که بر سر «خائن» و «وطنفروش» می آمد: تکه تکه اش کردند. اگر علی کمال بیگ و یارانش در قدرت می ماندند و دست رقیبانشان را کوتاه می کردند، ترکیه زیر حمایت بریتانیا می رفت و امروزه هم کوچکتر و ضعیف‌تر از ترکیه ای بود که می شناسیم.

بوریس جانسون شاید به پدرجدش ببالد اما باید آرزو کند به سرنوشت او دچار نشود. در ترکیه، علی کمال را خائن و وطن‌فروش می دانند و بلائی بر سر او آوردند که بر سر «خائن» و «وطنفروش» می آمد: تکه تکه اش کردند. اگر علی کمال بیگ و یارانش در قدرت می ماندند و دست رقیبانشان را کوتاه می کردند، ترکیه زیر حمایت بریتانیا می رفت و امروزه هم کوچکتر و ضعیف‌تر از ترکیه ای بود که می شناسیم.

علی کمال بیگ پسر رئیس صنف شمع فروشان استانبول بود. نامش هم علی‌ رضا بود اما به سبب علاقه به نامق کما، شاعر الهامبخش روشنفکران ملی گرا، لقب کمال بر خود گذاشت. فعالیتهای سیاسی اش سالها تبعید و دربدری برایش رقم زد تا اینکه در سالهای تحصیل در پاریس به محفل معروف به ترکهای جوان «ژون ترک» پیوست که عمدتا جوانانی از اشراف و طبقه متوسط بودند که برای تغییر نظام استبدادی عثمانی مبارزه می کردند. آتاتورک و یارانش هم از همین محفل برخاستند. اما وقتی کشف شد که پنهانی با سلطان عبدالحمید عثمانی نامه نگاری می کند، ناگزیر به ترک محفل شد. رسوایی دیگر او در آن سالها این بود که کشف شد مقالاتی که برای چاپ در روزنامه اقدام به استانبول می فرستد، در واقع ترجمه مقالاتی از مطبوعات فرانسه است که نام خود را به عنوان نویسنده بر آنها می گذاشت.