نقد سخنان شفیع عیار دفاع از قرآن و پیامبر

 (قسمت ششم)

دکتر رحیم لطیفی خطیب و مدرس در مسجد نبی اکرم و انجمن اسلامی نوردر سیدنی

…….ادعای بزرگ!!

آقای عیار سخن و ادعایی داردکه فقط انبیاء است: برداشت خوب دارم، قدرت تشریح دارم، مردم استدلالم را رد نمیتوانند!! و قرآن را فهمیدم!!

تا امروز کسی پیدا نشده که به همه مردم اعلان کند که کسی استدلالم را رد نمیتواند و شما در همین نوشته دیدید که نیاز به زحمت دادن مردم و عالمان جلیل القدر نیست بلکه تنها همین بنده با چند ساعت کار در رد و ابطال سخنان شما کافی است.

نود و نه فیصد مردم قرآن نمیفهمند و ایمان ندارند!!

آقای عیار صریحا به مردم تهمت میزند که نود و نه درصد آنان قرآن نمیفهمند و ایمان ندارند!!

آقای عیار بدون سند و بدون منطق علمی، مسلمانان را مصداق این آیه میگیرد و متهم به جهالت و بی ایمانی به قرآن میکند!!

 وبه خدا هم قسم میخورد!! که مسلمانان این گونه اند!!‌ و بیشتر آنها كه مدعى ایمان به خدا هستند، مشركند (یوسف/106)در ادامه مسلمانان را متهم میکند که معنیقرآن را دوست ندارند!! آقای عیار خود را، عینقرآن میداند و مخالفان خود را مخالف با قرآن معرفی میکند!!

هم توهین بزرگ به مسلمان و هم غلو آشکار در حق خود کرده است، عجیب است پیامبر و قرآن را چنان پایینآورد و خود را چنان بالا برد!! شاید منظورشان این است که بجای قرآن و رسول با ایشان ایمان آوریم!!

تهمت دیگر!!

آقای عیار بدون سند مدعی میشود که مسلمان یا مخالف او هزار دروغ میگوید که پیامبر بیسواد را باسواد بسازد!؟ در حالیکه نظر مشهور عالمان دین و بلکه معجزه پیامبر در همان بیسوادی اوست.

پیامبر، بهترین عالم و بهترین پیامبران غلط است!!

آقای عیار قسم خورده که هرچه جسارت است به پیامبر بکند با استفاده از آیه ذیل مدعی است که مسلمانان غلط میگویند که پیامبر بهترین انبیاء و بهترین عالم است چون طبق آیه باید به همه انبیاء ایمان داشته باشیم: پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن می‌باشد). و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.(بقره/285)

در حالیکه ایمان به انبیاء به معنی تساوی آنان در مقام و مرتبت نیست آقای عیار اگر قرآن درست میخواندی می دیدی که خود قرآن میفرمایید: بعضی از آن رسولان را بر بعضی دیگر برتری دادیم؛ برخی از آنها، خدا با او سخن می‌گفت؛ و بعضی را درجاتی برتر داد (بقره/۲۵۳) آیاتی از سوره نجم که بیان شد همه حکایت جدی از برتری مطلق پیامبر خاتم دارد.

آقای عیار ضمنا میگوید ادیان دیگر هم حق است!! چون قرآن میگوید به همه انبیاء ایمان داشته باشیم.

در حالیکه اولا؛ ایمان به آنان به معنی تایید یهودیت و مسیحیت تحریف شده امروزی نیست ، ثانیا؛ تصریح قرآن است: به تحقیقی دین نزد خدا اسلام است (آل عمران/۱۹) ؛ و هر كس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینى براى خود انتخاب كند، از او پذیرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زیانكاران است.(آل عمران/85)

دین مورد رضایت خدا فقط اسلام است و هرکس غیر اسلام را انتخاب کند از او قبول نمیشود و در آخرت از زیانکاران است. ملاحظه میفرمایید که شما قصه مسلمان هستی و قران خوب نخواندی؟!

زنکه بازی، بچه بازی و دروغ در پیامبر وجود داشته است!!

آقای عیار بی حرمتی و بی حیایی در ساحت پیامبر را به اوج رسانید، او با سخن تکراریش که پیامبر مثل ما است میگوید: شما (مخاطبان) تشناب (دستشویی و رفع حاجت) میروی نان میخوری، زنکه بازی (خانم بازی) بچه بازی، شهوترانی، تصورات عشقی میکنی و دروغ میگویی و هزاران کار دیگر اینها در پیامبر وجود داشته است.

آقای عیار اولا چرا به مردم ومخاطبان شریف تهمت و توهین کردی یا مردم را با خود قیاس کردی!

به کدام مدرک میگویی این امور در پیامبر وجود داشته آیا وقت ندامت و پیشمانی فرا نرسیده؟!

حجر الاسود یا لاجور بدخشان!!

آقای عیار پس از تخریب قرآن و چهره پیامبر در صدد تخریب حجر الاسود برآمده و شاید روزی دیگر کل کعبه را هم تخریب کند وی بدون دلیل منکر قداست حجرالاسود میشود و آنرا با سنگ زمرد و لاجورد مقایسه میکند و مدعی میشود که عربها دروغ پردازی کرده و ما را فریب داده اند.

در حالیکه مشکل آقای عیار بی توجهی به تفسیر و سخنان اهل فن است، مفسران یکی از مصادیق «آیات بینات» در آیه ۹۷ سوره آل عمرانرا حجرالاسود میدانند و تمام مذاهب اسلامی حتی وهابیون با این همه تفریط آنرا مقدس و لمس و بوسیدن آنرا مستحب میدانند اینجا آقای عیار از وهابی هم وهابی تر شده است!

آقای عیار که مدعی مطالعه و دانش است کاش میدانست که نویسندگان صحاح و تفاسیر که نقل قداست حجرالاسود کرده و رهبران مذاهب که حجرالاسود را مقدس میدانند، اغلب عجم (غیر عرب) بوده اند چرا مردم را نسبت به عرب بد بین میسازید آیا نمیدانید که نفرت پراکنی علیه قوم و نژاد جرم بین المللی است.

تمسخر قراءت قرآن!!

آقای عیار علم قراءت و صوت قاریان را هم با کشیدن صدای عجیب و غریب و طفلانه مسخره میکند تاهیچ حرمت و قداستی باقی نماند!!

در حالیکه همان قرآنی را که قبول دارد میگوید: و رتل القران ترتیلا ؛ فاقروا ما تیسر من القرآن.

پیامبر و ۵۰ زن!!

آقای عیار برای تخریب ساحت پیامبر رحمت مدعی میشود ۵۰ زن داشته که تعدادی زنهایش و تعدادی زنهای مردم بوده که در جنگ گرفته بودند!! و پیامبر شوق زن داشته است!؟

آقای عیار که شعار میدهد مدرک از قرآن باشد خودش بی مدرک حرف میزند و میگوید در تاریخ آمده!! کدام تاریخ کدام صفحه شاید به ایشان از غیب خبر داده شده که دقیق ۵۰ زن نه یک کم و نه یک زیاد!! «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین» به همان قرآنی که فرمودی قبول داری اگر برهان و دلیل ندارید کاذب هستید.

اسارت زنان در جنگهای پیامبر را با جنگهای دیگران قیاس کردید خوب است بیشتر مطالعه فرمایید.

در عرب جاهلی و حتی مردمان ۱۰۰ سال پیش مردان در ۱۸ و ۲۰ سالگی ازدواج میکردند اگر پیامبر زن دوست بود چگونه در ۲۵ سالگی آنهم با خانمی بزرگتر از خود (بنابر مشهور ۴۰ ساله) ازدواج کرد مسلمانان میدانند پیامبر ما حدود ۲۰ سال با همین زن باقی ماند تا فوت نشد زنی دیگری نگرفت همسران دیگر پیامبر غیر از حضرت عایشه همه سن وسال دار و اکثر بیچاره بوده اند.

بی عدالتی پیامبر حتی خدا!!

آقای عیار بی توجه به تفسیر و شان نزول از آیه ذیل به عدالت رسول و خدا حمله میکند!! میگوید پیامبر که پیر شد نتوانست با عدالت با همه زنانش رفتار کند و به زنان پیرتر خود بی علاقه شد و خدا گفت مجبور نیستی عدالت کنی هر کدام را خواستی انتخاب و آنی را که نخواستی ترک کن!! این بی عدالتی خدا به من (عیار) ربط ندارد بین خدا و رسول است!!

(موعد) هر یك از همسرانت را بخواهى مى‏توانى به تاخیر اندازى، و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى; و هرگاه بعضى از آنان را كه بركنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نیست; این حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اینكه غمگین نباشند و به آنچه به آنان مى‏دهى همگى راضى شوند نزدیكتر است; و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در كیفر آنها عجله نمى‏كند)!(احزاب/51)

(موعد) هر یک از همسرانت را بخواهى مى توان ب تأخیراندازوهرکدام رابخواهى نزد خود جا دهى; وهرگاه بعضى ازآنانرا که برکنارساخته اى بخواهى نزدخود جاى دهى، گناهى بر تو نیست ; این (حکم الهى) براى روشنى چشم آنان، واینکه: غمگین نباشند وبه آنچه به آنان مى دهى همگى راضى شوند نزدیکتراست; وخداآنچه رادرقلوب شماست مى داند،وخداوند دانا وبردباراست (ازمصالح بندگان خودباخبراست،ودرکیفرآنهاعجله نمى کند)!.

شأن نزول: جمعى از همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) ـ بنابر آنچه مفسران نقل کرده اندـبهپیامبر(صلىاللهعلیه وآله) عرض کردند: بر نفقه و هزینه زندگى ما بیفزا (زیرا چشمشان به غنائم جنگى افتاده بود، و چنین مى پنداشتندکهبایدازآن،بهرهزیادىبهآنهابرسد) آیاتمزبورنازلشد،وصریحاًبهآنهاگوشزدکردکه: اگردنیاوزینتدنیارامى خواهندبراىهمیشهازپیامبر(صلى الله علیه وآله) جدا شوند، و اگر خدا و پیامبر و روز جزا را خواهانند با زندگى ساده او بسازند.

از این گذشته، در چگونگى تقسیم اوقات زندگى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در میان آنها نیز، با هم رقابتهائى داشتند که: پیغمبر(صلى الله علیه وآله) را با آن همه گرفتارى و اشتغالات مهم، در مضیقه قرار مى داد،ـهرچندپیامبر(صلى الله علیه وآله) کوشش لازم رادرزمینه عدالت درمیان آنها رعایت مى کرد.

ولى باز گفتگوهاى آنها ادامه داشت، آیه فوق نازل شد، و پیامبر را در تقسیم اوقاتش در میان آنها کاملاً آزاد گذاشت.
و ضمناً، به آنها اعلام کرد: این حکم الهى است تا هیچگونه نگرانى و سوء برداشتى براى آنها حاصل نشود.

آقای عیار مغالطه کرده و مشکل را از ناحیه پیری و ناتوانی پیامبر میداند در حالیکه مشکل در عدم قناعت زنان به عدالت پیامبر و رقابت زنانه آنان بوده است، وقتی عدالت مشکل آنان را حل نکرد خدا پیامبر را در مدیریت امور زنانش اختیار داد.

آیا اختیار بی عدالتی داد؟؟ هرگز بلکه در انجام عدالت حق مدیریت داد به دلیل خود همان آیه که میگوید: این حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اینكه غمگین نباشند و به آنچه به آنان مى‏دهى همگى راضى شوند نزدیكتر است; و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند ؛ این (حکم الهى) براى روشنى چشم آنان، و این که: غمگین نباشند و به آنچه به آنان مى دهىهمگىراضىشوندنزدیکتراست، اگر دستور خدا دستور به بی عدالتی بود چگونه باعث روشنی چشم و غمگین نشدن و رضایت زنان شد.

در ترجمه که خود عیار گذاشته کلمه عدالت آمده یعنی همین دستور خدا خودش عادلانه است.

مشکل شما بی بصیرتی و عدم توجه به قرآن و شاید عقده های شما نسبت به اسلام است و اگر انصاف بخرج بدهید نه خدا بی عدالتی کرده نه رسولش.

هزار ها آیه بی فایده در قرآن!!

آقای عیار میخواهد با تفسیر اشتباه و تحمیل نظر خود بر قرآن از فایده این آیه در زندگی ما بپرسد!! اصل سوال خوب است اما شما قبلش با قضاوت و تفسیر غلط راه پاسخ را بستی.

برخی از فواید اینگونه آیات:

۱) جواب مهم را خود آقای عیار گفت «این آیه در آن زمان درست بود» بلی این آیه در زمان خودش مفید بلکه ضروری بوده تا پیامبر را از مشکلاتی که برخی همسرانش ایجاد کرده بود آزاد کند تا به امور مهم اسلام برسد، اگر این آیت به پیشنهاد آقای عیار بخاطر بی فایده بودن حذف میشد کل قران از حجیت و اعتبار میافتاد چون (القران یفسر بعضه بعضا) است و هر حکمی که فقیه به قرآن استدلال میکرد احتمال حذف بخش دیگر میافتاد لذا خدا وعده قطعی داد که (نحن نزلنا الذکر و نحن له لحافظون).

لذا پیامبر حتی آنچه به خودش خطاب بود را در قرآن آورده و بر مردم خوانده است مانند کلمه «قل»

۲) امثال این آیه میفهماند که تشریع و قانون دست خداست حتی پیامبر عزیز هم تابع مطلق خدا باشد.

۳) اهمیت زندگی خانواده را میرساند که ای امت پیامبر در کنار مشکلات سیاسی اجتماعی اقتصادی متوجه امور خانواده باشید، تا جای اهمیت دارد که خدا برای حل آن چاره جویی میکند.

جای سوال است که شما از فواید برخی آیات به زندگی امروز ما پرسیدید سخنی درستی است اما این بحث شما به چه درد امروز مردم زجر کشیده و گرفتار ما دارد آیا دردی بر دردها و زخمی بر زخمهای ما نیست.

توصیه:

۱ – آقای عیار خوب است در هر بحث مشخص فرمایید شما در چه مقام موقعیت و با چه صلاحیت و به عنوان چه مرجعی سخن میگویید؛ معلم، محقق، مصلح، منتقد، عالم دینی، جامعه شناس یا … تا ما و سایر مخاطبان بدانیم شما از چه مقام و موقعیتی سخن میرانید؟؟

۲ – مخاطب شما مشخص نیست با چه گروه علمی، سیاسی و سن وسالی بحث میکنید.

۳- اگر دلسوز به مملکت ما که حدود نیم قرن در خشونت کور میسوزد و دلسوز انسانیت و فرهنگ و احیانا به دین هستید، عصر ما و وضعیت ما اقتضاء میکند بحث با نرمی، علمی، بدون نفرت و توهین و تحقیر باشد تا مفید افتد. از همان مملکتی که زندگی میکنید احترام به عقاید مردم را یاد بگیرید کسی که سخن علمی و با دلیل دارد فحاشی نمیکند اگر آدمهای هرزه  به شما دشنام داد چرا شما مثل آنان میشوید و سخنان خارج از ادب میفرمایید. (گوساله، پشقل، زنکه باز، بچه باز ووو

۴ – اظهار نظر در مسایل دینی مذهبی حساس است چون برای مردم عقیده شان مهم است لذا دقت بیشتر کنید.

۵ – خراب کردن یک عقیده و شبهه پراکنی کار بسیار آسان است شما که دین را زیر سوال میبرید چه دارید که جای آن بگذارید تلاش کنیم مدیون دین مردم نشویم و به بهانه یا انگیزه انتقاد، به اسلام ضربه نزنیم.

۶ –شما در جایگاه یک مفسر تکیه کرده اید و خود را از جمله فهمیده ترین‌ها به قرآن میدانید در حالیکه اهل فن اثبات کرده اند هر مفسری باید به دستکم ده علم آشنا باشد، صرف، نحو، معانی بیان، احادیث، شان نزول، تاریخ صدر اسلام و … نکته مهم این است که در سنت متواتر تفسیر به رای منع شده در حالیکه شما نظر خورا بر قرآن تحمیل میکنید و در صدد کشف نظر قرآن نیستید.

۷ ـ تکفیر و مشرک خواندن دیگران هم کار مذموم و هم کار هرکسی نیست لذا باید محتاط بود.

۸ – در مناظرات به شخص و شخصیت طرف مقابل نباید کاری داشته باشیم بلکه محل و ثقل بحث مساله باشد و نقد و رد متوجه گفته ها و دلایل باشد.

۹ ـ بر هر ادعای شاید نتوان مدرک آورد ولی شما در ادعای های مهم آنهم اعتقادی که مربوط چندید ملیون مسلمان میشود بدون سند و دلیل حرف میزنید. قرآنی که قبول داری میفرمایید: از آنچه به آن آگاهى ندارى، پیروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. (اسراء/36) مواضب باشید که گوش و چشم و قلب شما مسول است.

۱۰ ـ همان مقدار که غلو کار بد است جفا و پایین آوردن انسان شایسته هم غلط و نوعی بیماری است.

»بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما و اموالی که به دست آورده اید و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید، و خانه هایی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب تر است، در انتظار این باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند! و خداوند جمعیّت نافرمانبردار را هدایت نمی کند«.توبه/24.