انتخابات ریاست جمهوری و گزینه‌های «بد»، «بدتر» و «بدترین»

عباس دلجو

دشت مان، گرگ اگر داشتی نمی‌نالیدم

نیمی از گله‌ی مان را سگ چوپان خورده

در کشورهای پیشرفته و دموکراتیک غربی، قدرت يا اقتدار عمومي از تراکم آراء و اراده مردم از طریق برگزاری انتخابات آزاد، شفاف و عادلانه به وجود آمده و اوتوریته اعمال آن را مردم که صاحبان اصلی این قدرت می‌باشند به طور موقت به تیم «برگزیده» واگذار می‌نماید تا دولت تشکیل دهند. طبعا این دولت ملی برخاسته از متن اراده اکثریت مردم، نه تنها اوتوریته و مشروعیت، بل صلاحیت اِعمال قدرت و مسئوليت اصلي به فعلیت در آوردن همه‌ی ظرفيت‌ها و پُتانسيل‌هاي اين اوتوریته را در راستای تامین منافع ملی و امنیت جمعی چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی دارد. چون اقتدار دولت به پشتوانه‌ مردمي متكي و متصل است، بناء این پشتوانه مردمی، نه تنها مشروعيت دولت را تضمین می‌نماید، بلکه حضور مؤثر و مقتدرانه آن را در عرصه روابط بين‌الملل نیز تحکیم بخشیده و دولت را در راستای تأمين منافع ملي، قادر به اجراي راهبردهاي استراتیژیک در روابط خارجي، نیز می‌سازد.

  ناگفته نماند که در این کشورها نه تنها زمینه برگزاری یک انتخابات آزاد و منصفانه که از شاخص‌های یک نظام دموکراتیک می‌باشد، فراهم است، بل زمانی که فرصت «انتخاب» در زمان انتخابات برای شهروندان آن کشورها پیش می‌آید، آنان این خوشبختی را دارند که در موقعیت انتخاب گزینه‌های مطلوب و قابل قبول «خوب»، «خوب‌تر» و «خوب‌ترین» قرار دارند. درست به همین دلیل است که آنان در مقام مقایسه بین گزینه‌های مطلوب، گزینه‌ی «خوب‌ترین» را انتخاب می‌کنند که از همه مقبولیت بیشتری دارد.
اما شوربختانه در افغانستان طبق سناریوهای از بالا طراحی شده، این طور نیست. درواقع سناریو طوری تنظیم شده است که در شرایط فعلی که کمپاین‌ انتخابات ریاست جمهوری شروع شده است، مردم ما در ناگزیری انتخاب سه گزینه نامطلوب «بد»، «بدتر» و «بدترین» قرار داشته باشند.

ممکن تعدادی دلیل بیاورند که در شرایط فعلی، چون تنها سه گزینه«بد، بدتر و بدترین» را پیش رو داریم، پس معقول‌ترین راه این است که گزینه‌ای «بد» را انتخاب کنیم که نسبت به گزینه‌های «بدتر و بدترین» کمتر «بد» است و «شر کمتر» بارمی‌آورد. با توجه به همین استدلال، انتخاب گزینه «بد» را «کنش عقلانی» مبتنی بر «پراگماتیزم»، «منفعت‌جویی» و «مصلحت‌گرایی» نامیده و توجیه ‌کنند که عقل سلیم حکم می‌کند که متوسل به انتخاب «بد» (شر کمتر) شویم.

اما اینان گویا فراموش کرده‌اند: 

اول): انسان‌هایی که به عدالت فراگير اجتماعي، آزادي و حرمت انسان معتقد اند، خود در همه‌ی شرایط، باید اصول و ارزش‌های اخلاقی و شرافت انسانی را فارغ از نتیجه، حفظ کنند و ملزم به آن باشند.

دوم): با انتخاب گزینه‌ی «بد»، زمینه «بدتر» را فراهم کرده و در نهایت دچار «بدترین» خواهیم ‌شد. بنا به گفته بانو هانا آرنت: «وقتی «بد» را انتخاب کنید فرصت کافی برای «بدتر» شدن را هم به آن هدیه داده اید! »

سوم): چرا ما خویشتن را در همچو شرایط حساس و سرنوشت‌ساز، ناگزیر از انتخاب «بد و بدتر و بدترین» می‌دانیم؟ در حالی که ما آزادی انتخاب داریم و می‌توانیم هیچ یک از سه تیم «مُدساز»، «داعش ساز» و «تابوت ساز» را که سه گزینه‌ غیرارزشی «بد»، «بدتر» و «بدترین» اند، انتخاب نکنیم و رای مان را به کسانی دیگری که شایستگی اعتماد مان را داشته باشند، بدهیم.
قطعا با این کار مان، نه تنها دست رد بر سینه کاندیدهایی که نمادهای «بد و بدتر و بدترین» اند، زده ایم، بل زمینه‌ی سوء استفاده‌ی «سیاست‌پیشگان»، «دلالان بانک رای»، «مدنی‌بازان»، «غند مشاورین» و «گاردهای فرهنگی» را که همه متولیان استراتیژی‌های نامعقول «تیله سَم کُو»، «خَرخَرَه»، «گاوشیطانی» و «کاروان پیروز!!» اند، نیز گرفته ایم. درواقع با این کارمان، زمینه بسته شدن دکان‌های سیاست‌پیشگانی را که با توسل به انواع فریب‌کاری‎ها و دروغ پردازی‌ها و بی‌توجه به عملکردهای منفی و برخوردهای حذفی کاندیدهای شان، به عنوان عاملین اجرایی شیونیست‌های تمامیت‌خواه، نقش ایفا می‌کنند، نیز فراهم کرده ایم.